سفارش تبلیغ
صبا ویژن


:: پایگاه‌های منتخب ::

:: لینکستان::



94/4/28 3:29 ع

خواستم دوباره شروع کنم

دوباره بنویسم

بنویسم هر انچه این مدت در ذهنم بود و هست و نگفتم

اگر ننوشتم از دشمنان نترسیدم

به حرمت عده ای از دوستان نمی نویسم




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

استاد محمد شجاعی از شاگردان آیت الله طباطبائی و نویسنده ی کتاب «بقیة الله» تعریف می کردند که در دوره ی جوانی شان خوابی تکان دهنده می بینند که ایشان را در تحقیق راجع به امام زمان و سیر در مسیر مهدویت مصمم می کند.

قضیه از این قرار است که روزی خواب می بینند قیامت بر پا شده و همه در محضر خداوند هستند:
ایشان می فرمایند:« من فکر می کردم اگرهیچ چیز هم نداشته باشم بالاخره امید و توسل دارم و منتظر بودم بگویند محمد بیا و برو بهشت!
اما در کمال تعجب گفتند :محمد باید برود جهنم!
در طول مسیر که مرا می بردند با خود می اندیشیدم که چرا باید بروم جهنم،مگر چه کرده ام؟ من که از17 سالگی در جبهه بودم و باورم نمی شد که به سمت جهنم می روم تا اینکه به لبه ی پرتگاه جهنم رسیدم و دیدم واقعا قضیه جدی است و من هم که چاره ای نداشتم پا به فرار گذاشتم در حالی که دنبالم می کردند من به زانو افتادم و مثل شب های جبهه با تمام وجود به امام حسین «علیه السلام » متوسل شدم و ضجه می زدم که ناگهان مورد شفاعت واقع شدم.
وقتی نامه ی عملم را به دستم دادند یک دفتر سفید بود که گوشه اش نوشته شده بود:
بی توجهی به امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
خواب عجیبی بود و این انگیزه ای شد که من قدمی هر چند کوچک در این راه بردارم. اگر بگویم فقط یک خواب بود ولی باز هم جای تامل دارد حتی برای یک لحظه!
از نظر من این داستان واقعی نیازی به توضیح و تفسیر ندارد حالا قضاوت با شماست ، فقط کافی است نگاهی اجمالی به اعمال و رفتار خود بیندازید...!



نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

91/10/22 6:46 ع

شرمنده ایم از اینکه هر شب می خوابیم و شمابه جای ما استغفار می کنید

شرمنده ایم از اینکه با گناهان مان ظهور شما را به تاخیر می اندازیم

شرمنده ایم از اینکه گریه های هر شب تان به خاطر خطاهای ماست

شرمنده ایم از اینکه دل تان سنگین است نه از دست دشمنان تان بلکه دست شیعیانتان

شرمنده ایم از اینکه مسلمانان مظلوم غزه و میانمار را از یاد برده ایم

شرمنده ایم از اینکه هنوز سیصد و سیزده نفر مرد پیدا نشده

شرمنده ایم از العجل های دروغین مان

شرمنده ایم از نماز های آخر وقتمان

شرمنده ایم ازقلبی که به گناه سیاه و آلوده شده

شرمنده ایم از این همه بی اعتنایی و بی توجهی

و شرمنده تر از اینکه با کار هایمان علی و آل علی را دشمن شاد کردیم...




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

91/10/21 11:28 ص